خورشیدی که هرز میرود (مصاحبه با روزنامه جامعه فردا ؛ نوزدهم آذرماه 96)

خرید بک لینک

جواد حیدریان
روزنامهنگار

بعد از توافق هستهای میان ایران و 1+5 دید و بازدیدهای زیاد میان هیأتهای اقتصادی و دیپلماتیک اروپایی و ایرانی صورت گرفت که بر اساس آن بخشی از توافقات به مسئله تولید انرژیهای نو با توجه به ظرفیتهای طبیعی ایران مربوط بود. طی ماههای گذشته، به صورت جسته و گریخته خبرهایی پیرامون ساخت نیروگاههای بزرگ خورشیدی میان ایران و کشورهای اروپایی مطرح شد. آنطور که خبرگزاری رویترز گزارش داده بود، در حال حاضر در ایران ۵۳مگاوات انرژی خورشیدی تولید میشود. این رقم در برابر ظرفیتهای طبیعی و کیفیت و هزینه آن برای ایران رقم بسیار ناچیزی است.
در همین راستا در میانه ماه اکتبر، گزارشی درباره امضای قرارداد بزرگ ساخت نیروگاههای خورشیدی میان ایران و نروژ منتشر شد که در آن تأکید شده بود این دومین سرمایهگذاری عمده ایران در نیروگاههای خورشیدی است. قرارداد میان ایران و نروژ، آنطور که در رسانهها آمده بود برای یک سرمایهگذاری 5/2 میلیارد یورویی امضا شده بود که هدف آن ایجاد نیروگاههای خورشیدی ظرف پنج سال در ایران است. خبرگزاری فرانسه این قرارداد را میان شرکت ساگا انرژی نروژ و شرکت توسعه انرژی امین معرفی کرد که بر اساس آن نیروگاههای خورشیدی با ظرفیت مجموعا دو گیگاوات در چند محل در اطراف کویر مرکزی ایران (دشت کویر) ایجاد شود. بر اساس اعلام رسانهها این پروژه بزرگتر از قرارداد ساخت پروژه ۶۰۰ مگاواتی است که ایران ماه پیش با شرکت بریتانیایی کرکوس امضا کرده بود. رسانههای منتقد البته ماجرای توافق را مشکوک ارزیابی کردند و در گزارشی که سایت ایران وایر در آمریکا منتشر کرد، نوشت: مراسم امضای این قرارداد بر خلاف قرارداد ۵ میلیارد دلاری توتال که با نشست خبری و تشریفات ویژه بود، خاص نبود و در منزل سفیر نروژ در تهران برگزار شد.
سيدغلامحسين حسنتاش عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد و متخصص در حوزه انرژیهای نو در گفتوگو با «جامعه فردا»، به بررسی ارزشهای سرمایهگذاری در انرژیهای نو و توان و ظرفیت ایران و شرایط اقتصادی و محیطزیستی حاکم بر آن پرداخته است.

به نظر میرسد ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی توانایی بالایی در استحصال انرژیهای نو دارد. از نظر عدد و رقم آیا مطالعهای صورت گرفته که این میزان توانمندی را با شاخصهای آماری تحلیل کند؟
در وزارت نیرو سازمانی وجود داشت به نام سازمان انرژیهای نو با نام مخفف «سانا» که در یکی دو سال اخیر با سازمان دیگری در همین وزارتخانه بهنام سازمان بهرهوری انرژی «سابا» ادغام شده است. «سانا» مطالعات آمایشی را در مورد انرژی خورشیدی در ایران انجام داده بود و نقشههایی را منتشر کرد که میزان و شدت تابش در مناطق مختلف را نشان میدهد. در مورد انرژی باد هم همین کار را کرده است و باز نقشههای میزان و مسیر و شدت جریان باد در مناطق مختلف کشور استخراج شده است. در مورد انرژی زمین گرمایی نیز بررسیهایی شده است.
چه نوعی از انرژیهای نو در ایران بیش از دیگر انواع به صرفه و قابلیت استفاده دارد؟
فکر میکنم مسلما انرژی خورشیدی در ایران بیشترین پتانسیل را داشته باشد. ما دورانهای هوای ابریمان خیلی کم است و در بسیاری نقاط کشور شدت تابش نیز بسیار زیاد است. این یک چیز کلی است ولی البته باید توجه داشت که پتانسیل هر منطقه با منطقه دیگر فرق میکند. در هر منطقه باید مقایسههای فنی/اقتصادی انجام شود که کدام گزینه اقتصادیتر است.
از منظر محیطزیست، انرژیهای نو چطور میتوانند به بهبود کیفیت زیستی در ایران کمک کنند؟
در حال حاضر باید گفت متأسفانه 98 درصد انرژی اولیه کشور ما از سوختهای فسیلی یا هیدروکربنی تأمین میشود که بیشترین آلایندگی را دارد و ما از نظر میزان انتشار آلایندهها در ردیف 10 کشور اول جهان قرار گرفتهایم. با وجود اینکه از نظر توسعه صنعتی با آنها قابل مقایسه نیستیم. بدیهی است که انرژیهای نو مشکلات زیستمحیطی بسیار کمتری دارند و هر چه سهمشان در سبد انرژی اولیه ما بیشتر شود، میزان آلایندههای کربنی کاهش مییابد.
از نظر شما ایران باید در این حوزه بهخصوص انرژی خورشیدی سرمایهگذاری کند؟ برای این سرمایهگذاریها ایران به چه چیزهایی نیاز دارد؟
پاسخ بنده به این سؤال مثبت است. ما خصوصا در مناطق کویریمان پتانسیل عظیم انرژی خورشیدی برای تولید برق داریم که حتی میتوانیم صادر کنیم. ما قبل از هرچیز باید توسعه این انرژی به عنوان یک راهبرد در دستور کارمان قرار گیرد و بعد تمام زنجیره ارزش آن از دانش فنی تا ساخت تجهیزات و انتقال و فروش برق و حرارت آن را شناسایی کنیم و برای ورود به همه حلقههای این زنجیره برنامهریزی و نقش دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی و غیره و غیره را مشخص کنیم. بنابراین قبل از هرچیز به نقشه راه توسعه این انرژی نیاز داریم.
سرمایهگذاران در حوزه انرژیهای نو معمولا چه ویژگیهای دارند؟ آیا مسئولیت اجتماعی مانند حفاظت از محیطزیست در اولویت است یا صرفا بهرهوری اقتصادی و ارزان بودن اولویت دارد؟
مشکل این است که ما اولا دستگاه متولی انرژی نداریم، ثانیا راهبردهایمان مشخص نیست. برای این که در مورد راهبردها کلیگویی نکرده باشم اشاره میکنم که در حال حاضر سبد انرژی ما بسیار غیرمتنوع بوده و چنانچه عرض کردم
98 درصد آن نفت و گاز است، در حالی که میادین نفتی و گازیمان نیز در مناطق محدودی است و همه جای کشور پراکنده نیست. این وضعیت کشور را آسیب پذیر میکند. اصل راهبردی میگوید همه تخم مرغها را در یک سبد نباید قرار داد. بنابراین ما حتما باید متنوعسازی کنیم و یکی از بهترین گزینهها خورشیدی است که پراکندگی هم دارد. نکته مهم دیگر این است که امروز مسئله محیطزیست تنها یک مسئولیت اجتماعی نیست، بلکه یک مسئله کاملا اقتصادی هم هست و کاهش آلایندهها ارزش اقتصادی دارد و افزایش آن هزینه ایجاد میکند. متاسفانه علاوه بر مشکل راهبردی، اقدامات ما براساس اصل هزینه فایده اقتصادی هم نیست، چون اصلا مقایسه فنی اقتصادی نمیکنیم. ما همه جا گاز میبریم. شاید خود گاز ارزان باشد، اما به هزینههای انتقال و شبکه و انشعاب آن توجه نمیکنیم. در مقایسه دقیق فنی/اقتصادی هزینههای زیستمحیطی هر انتخاب نیز لحاظ میشود. در یکی از شرکتهای بخش انرژی کشور نرمافزاری نوشته شده است که میتوان اطلاعات پایه را به آن داد و برای هر منطقهای گزینه بهینه تأمین انرژی را مشخص کند، اما هیچ استفادهای از آن نمیشود. من بارها گفته و نوشتهام و اینجا هم میگویم که این عقلانی نیست. اگر مطالعات دقیق فنی- اقتصادی انجام دهیم قطع و یقین در بسیاری از نقاط کشور تأمین انرژی از خورشید بهترین و ارزانترین گزینه است، اما متاسفانه نه منطق راهبردی حاکم است و نه منطق اقتصادی، بلکه منطق سیاسی حاکم است، آن هم نه سیاست ملی که مصلحت سیاسی افراد. نماینده نا آگاه از مسائل انرژی به وزیر فشار میآورد که به روستاها و شهرهای منطقهاش گاز ببرد و بودجهاش را هم تصویب میکند تا دور بعد هم از مردم رأی بگیرد و وزیر هم میخواهد از نمایندگان رأی اعتماد بگیرد.
چرا کشور ما در زمینه بهرهبرداری از انرژیهای نو دیر به فکر افتاده است؟ آیا آیندهای برای انرژیهای نو در ایران متصور هستید؟
اینطور که شما میپرسید گویا اطلاعاتی دارید که حالا به فکر افتادهایم و چرا دیر! من چنین اطلاعی ندارم و هیچ شواهدی هم برای آن نمیبینم. یکسری کارهای پراکنده که به معنای به فکر افتادن نیست. عرض کردم سازمان متولی و نقشه راه میخواهد وقتی نقشه راهی وجود ندارد چطور میتوانم آیندهای برای آن متصور باشم. گویا ما تا مجبور نباشیم به فکر نمیافتیم، روزی که نفتمان تمام شد یا به طریقی از دستمان خارج شد یا جامعه جهانی یقهمان را برای خسارت زیستمحیطی گرفت شاید به فکر بیفتیم که این آخری چندان دور نیست.
تکلیف انرژیهای فسیلی مثل نفت و گاز چه میشود؟ ایران از ظرفیت بالایی در این حوزه برخوردار است.
حالا که به قول معروف، نه به بار است و نه به دار. اما اگر هم نقشه راهی هم برای توسعه انرژیهای نو طراحی کنیم لزوما به معنای کنار رفتن نفت و گاز نیست. هدف رسیدن به یک سبد بهینه انرژی است. انرژیهای مختلف نیازهای مختلف را تأمین میکنند. ضمن این که به فرض این که در داخل مطالعه کنیم و ببینیم که خیلی جاها و یا برای خیلی نیازها انرژیهای دیگری بهینه است و جایگزین کنیم، میتوانیم نفت و گاز آزاد شده را صادر کنیم. کشورهای صنعتی از اواسط دهه 1970 یعنی بیش از 40 سال پیش دارند بهطور جدی روی انرژیهای نو کار میکنند، اما هنوز سهم این انرژیها بهطور متوسط در این کشورها از 10 درصد تجاوز نکرده است. اما جلوی وابستگی بیشتر به نفت را گرفتهاند، سبد انرژیشان را متنوع کردهاند و از همه مهمتر راه را برای آینده بعد از نفت و برای جلوگیری از خفه شدن بیشتر کرده زمین باز کردهاند.

باردیگر ابهام در تصمیمات وزارت نفت...

ما را در سایت باردیگر ابهام در تصمیمات وزارت نفت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 190 تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 22:05

صفحه بندی